امروز با بابا در مورد شما صحبت کردم 
اونم گفت که شما خیلی دختر خوبی بودین که محترمانه پیشنهاد من رو رد کردید.
اما چه سود که عشق چو آید برد هوش دل فرزانه را .
از طرف دیگه هم صبر آرد آرزو را نه شتاب.
برچسب: صبر آرد آرزو را نه شتاب,
نویسنده: هستی اکبریپور