خرید بک لینک
سلام

راست و حسینی بگم

این چند وقته بدجوری دلم براتون تنگ شده

برای خنده هاتون.. نگاه هاتون ...

هر وقت که دانشگاه میومدم چشم چشم میکردم ببینمتون .. وقتی هم که میدیدمتون از دور نگاتون میکردم مبادا یه وقت متوجه بشین دارم نگاتون می کنم ...

اخرین روزی که دیدمتون رو خیلی دوست داشتم .. داشتید با دوستتون راه میرفتید که گوشی تون افتاد و حسابی خندیدید و منم

... بگذریم

دیشب خوابتون رو دیدم...... داشتید باهام چت میکردید ... یکی از بهترین خواب هام بود که وقتی بیدار شدم به خودم لعنت فرستادم که چرا بیدار شدم

شاید باور نکنید اما .....

بی خیالش

دوستتون دارم...

برچسب: نویسنده: هستی اکبری‌پور تاريخ: دوشنبه 26 تير 1396 ساعت: 2:36

صفحه بندی